تبليغاتX
ناوال
دغدغه های ذهنی
 

ابر ِ تبار

سنگین و قیر      سایه میکند .

دوردست ِ دانه های خنکش را نصیب 

 جز کبودی  ِ صورتها نیست .

هوا

 بویناک و بدل

 با بهشت ِ مخدر

به اعتبار جهنم جاری .

میخندیم ،

گریه ،  میمیریم

 و کسی نپرسید چرا قرنها نمی بارد ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت   توسط علي   | 

 

 

 

با اجازه از ادب و ادیب دوستان ،

 این پست پیرامون آسیب شناسی عرفان اسلامی ست .

 گرچه برای ادب دوستان هم بدون استفاده نیست.

 

مقدمه :

نگارنده فردی مذهبی و متولد یک خانواده ی مذهبی تره و چه شبها که با چشم خیس بعد از نماز شب به خاب رفته است . بیست و شش هفت باری هم دور خورشید خانوم طواف کرده بود وقتی که برنامه هفته گیش اینگونه بود :

     صبح جمعه دعای ندبه -  روزهای جمعه نماز جمعه – شب جلسه منتظرین آقا امام زمان – یکشنبه بعداز ظهر امر به معروف در محلات شلوغ و عمدتن اعیان نشین شهر ، دوشنبه صبح زیارت عاشورا، شب چهارشنبه دعای توسل و پنجشنبه شب دعای کمیل (پس از یه دور امر به معروف عصر پنجشنبه که بازارش گرمتر! بود ).

  چهار پنج سال این شکل زندگی ، به زبون میاد ، ولی واقعیته . جالبتر میشه بدونین که  توی این مدت عضو فعال هیات رزمندگان اسلام هم بوده .

اینا رو گفتم تا معلوم بشه این بحث از سر درده نه از سر چیزهای دیگر.

 

                                                  ************

     هر دین از پایه های مختلفی تشکیل شده است ( اصول – فروع – احکام – عرفان ...) به اعتقاد بسیاری  زیباترین و انسانی ترین بخش ادیان و مذاهب , عرفان (جهان بینی) آن مذهب است .هنگامیکه سخن از عرفان اسلامی می شود واژه گانی چون سلوک – مرتبه – مراقبه – مناسک – خلوص – هوی - معنویت – طریقت – نفس و ... به  ذهن متبادر می شود . اما روی سخن من با جدی ترین تهدید ِ ستون اعتقادات ِ عارفانه ی مسلمانان از ابتدا تا همین امروز است . منظور غریزه جنسی ا ست .

   اگر شما پا در راه سلوک عرفان اسلامی بگذارید بعنوان یک پیرو محال است به مقوله ی هوای نفس برنخورید و جالب موضعی ست که باید در پیش بگیرید :  یکسره سخن از نفی ، مبارزه و پا گذاشتن روی آن به میان  می آید . نه به جنبه های روانشناختی نگاهی از روی تخصص میشود نه این پدیده ی تاریخی در سیر تحول انسان بازنگری میشود . تاسفبارتر اینکه مراجعه به آرای اندیشمندان مطرح تاریخ این رشته فقط از برای نقد که نمیتوان گفت بلکه بیرحمانه در جهت تخریب است و چه بیهوده کاری! ( نام فروید را همه میشناسیم .) شاهد مثال جمله ی مشهور از ابوسعید ابی الخیر عارف نامی قرن پنجم هجری قمری ست که می گوید:

   «پا روی هوای نفس خود بگذار تا یک پله بالا بیایی ». ( احتمالن استاد نردبانی در ذهنشان حضور داشته که از اشاره کردن به آن خودداری نموده اند.برای اولین باردر تاریخ نکته انحرافی! دراین جمله بکار رفت!) 

   یا شاید داستان حیرت انگیز (( بلعم باعورا - نمیدانم بائورا- )) پیرمرد عارف (مستجاب الدعوه!) را شنیده باشید که در راه برگشت به خانه از راه مسجد و پس از مناجاتی ملکوتی، به یک فاحشه ی  زیبا روی نه یک دل  صددل بسته و همه مدارج هفتاد ساله ی خود را فدای  لذت وصال آن روسپی می کند !!! ( من اگر آن زمان بودم عمل باعورای بیچاره را نفی نمیکردم که هیچ پس از (( دستمریزاد یا شیخُنا!)) یک پرسش هم درجا ازش میپرسیدم : استاد لذت وصل آن جمیله باندازه ی خودش زیبا بود ؟) 

 به اعتقاد من  تا وقتی که یک انسان نسبت به قویترین غریزه ی بشری خود ( بدون شناخت) صرفن موضع نفی و انکار داشته باشد هر آن امکان فوران عقده های انباشته شده وجود دارد حتی برای فردی که یک عمر با خلوص کامل گام در راه عرفان اسلامی برداشته است. نادیده انگاشتن هیولای نیرومند غریزه جنسی یعنی ندیدن یکی از ریشه دارترین جنبه های وجود آدمی  و مگر نه اینکه (( من عرف نفسه فقد عرف ربه)) .

میتوان گفت سالک عرفان اسلامی مانند کسی ست که روی دریاچه ی یخی راه میرود . دریاچه ای که ضخامت بخشهای نامشخصی از آن آنقدر کم است که تحمل وزن یک کودک را هم ندارد !

تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت   توسط علي   |