تبليغاتX
ناوال
دغدغه های ذهنی
 

کفش سیاه برقی اش

به آهنگ مضاعفی که دردهای موجز بهشتی را می سراید

کوکبی های یکدست را می شکند ./لورکا


(( لکه ی ننگ ))

از خود می پرسم ، امروز به عنوان یک ایرانی به چه چیز ایرانی می توانم ببالم؟

هنر؟ ، ادبیات و کتاب ؟، صنعت ؟ ، ورزش ؟، رژیم حاکم ؟، دانشگاه ؟، ژورنالیسم ؟  و ... در تمامی زمینه های یاد شده و از قلم افتاده ، جز انگشت شماری ، به قحطی بی سابقه ای مبتلا شده ایم که فقط داستان کبک و برف را به خاطر انسان می آورد .

با پایان جنگ تحمیلی ! بحران هویتی خزنده ، عیان شد و جامعه ی ما را دستخوش انواع و اقسام مفاسد و بلایا کرده و می کند . قتل والدین و نزدیکان ، تجاوز به محارم ، آدم ربایی و آدم فروشی ، دزدی و اعتیاد ، با همه ی سانسوری که تمام رسانه ها با آن مواجهند به وفور در صفحات حوادث روزنامه ها به چشم می خورد و این اگر نشانه ی بحران ( وضعیت حاد ) نیست ، چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

فرازهایی از جلد اول تاریخ تمدن ویل دورانت را عینن نقل می کنم :

" کوروش کبیر یکی از کسانی بود که گویا برای فروانروایی آفریده شده اند و ، به گفته ی امرسن ، همه ی مردم از تاجگذاری ایشان شاد می شوند . روح شاهانه داشت و شاهانه به کار برمی خاست ."

" مایه ی شگفتی نیست که یونانیان او را بزرگترین پهلوان جهان دانسته باشند ."

"یکی از ارکان سیاست و حکومت کوروش آن بود که ، برای ملل مختلفی که اجزای امپراطوری او را تشکیل می دادند ، به آزادی عقیده و دینی معتقد بود ."

" شاهنشاهی پارس در زمان داریوش اول به منتها درجه ی بزرگی خود رسید و تا آن زمان هرگز دولتی به این بزرگی و پهناوری ، که در زیر فرمان یک نفر باشد ، در تاریخ پیدا نشده بود ."

" داریوش اول یکی از مدبرترین و فرزانه ترین فرمانروایان تاریخ است و سازمان اداری ایران ِ آن زمان را بصورتی درآورد که تا سقوط امپراطوری روم پیوسته به عنوان نمونه ی عالی از آن پیروی میکردند ."

....

برگ برنده ی ما برای مباهات و رشد هویت شخصی ، تاریخ پرفروغ مان بویژه تاریخ باستان است . نه عروسکهایی چون حسین رضازاده ( میدونم بچه ی دوس داشتنیه ! اما ... ) و یا فناوری هسته ای ! اما چه افتخاری ، که تامین آب برای کشت گندم و جو اهالی 60 _ 70 روستا ، نگینی از یادگارهای باستانی مان را به لجن کشیده است . سد سیوند لکه ی ننگی در کارنامه ی رژیم جمهوری اسلامی  باقی می ماند . تا وقتیکه ساکن پاسارگتد زنده است و آدمیانی به تدفین عامدانه ی تنگه ی بلاغی با 130 سایت تاریخی کشف شده و همه ی 8 هزار درخت کهنسال و بی تکرار 500 ساله اش ، به دیده ی تنفر می نگرند.

براستی دست اندر کاران فیلم 300 ( سی سد ) تاریخ ما را به سخره گرفتند یا بی هنران کج اندیش و نادانی که روبان قرمز سد سیوند را با سی سد سلام و صلوات پاره کردند ؟ یا اخراجی های مبتذلی که چند لاخه موی زنان را بر نمی تابند ؟

وقتی به تاریخ این گربه نشان ، نیک بنگریم _ اگر نشانه ای باقی بماند ! _ پی می بریم که خود رعایت حجاب برای زنی که به دین اسلام معتقد نیست به معنی نقض حقوق بشر و در واقع تحقیر و توهین به بشریت است .  حساب کنید فضاحت قداره ی مدرج گذاشتن روی مانتو و روسری زنان و آستین مردان ، آنهم در ملا عام ، چه عمقی از فاجعه را به پیکر ما وارد می کند .

" از خود می پرسم ، هر آنچه می توانستم گفته باشم ، گفته ام آیا ؟ " ( شاملو )

 


  در شعله

شیب چشم تو بود

دود نگاه

زان ثقل نور میگریخت

مرغابیان سبز

از انحنای کوژ

پر می گرفت

و آنچه می ماند

سوختن بود .            مجید مرادی/۸۳


به مناسبت روز معلم :

(( خدایی که می توان دید ))

معلم همان خدا و خدا همان موجود فوق تصوری که تزریق آن از بیرون به ساختار ذهنی آدمی دردناک اما قابل تحمل و سعی در یافتن آن از درون دوس داشتنی و دردناکه .


به یاد صادق هدایت :

تو یه اجتماع بیمار اونایی از بیشترین فاکتورهای سلامت فکری - گفتاری و رفتاری برخوردارن که توی رتبه بندی خودآزارترین افراد رده های بالا رو به خودشون اختصاص میدن. قول میدم این جمله که جایی در سالگرد پرش زنده یاد صادق هدایت خوندم به مذاق خیلیا خوش بیاد : (( صادق خان! گاز هنوزم بهترین راه ممکنه!))


 شایعه :

میگن احمدی نژاد در حال برکناریه ! آخه چن روز پیش از بیت رهبری که اومده بیرون دستاشو باکاپشن مسخره ش خشک می کرده و گفته " آقا ما کارمون این تو تموم شد ، کسی کاری نداره ؟ "

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط علي   |